روزنامه ی شخصی مصطفی توفیقی

واحد مرکزی خبر93/7/16 برگزیدگان سومین جشنواره بین المللی شعر دوباره غدیر معرفی شدند .
دبیر علمی سومین جشنواره بین‌المللی شعر «دوباره غدیر» امروز گفت : از میان 175 اثر ارسالی به جشنواره ، 135 اثر به مرحله داوری جشنواره راه یافت که از این تعداد 16 اثر به عنوان برگزیده انتخاب شد .
محمدرضا سنگری گفت: احمد بابایی از تهران ، مصطفی توفیقی از مشهد و بهنام سبقتی از آذربایجان شرقی به ترتیب اول تا سوم شدند .
همچنین محسن کاویانی از قم ، محسن ناصحی از اصفهان ، سیداکبر سلیمانی از کهکیلویه و بویر احمد ، سید محدی حسینی نژاد از ایلام ، علی سلیمانی از همدان ، نهدی مردانی از قزوین ، عباس چشانی از تهران ، علی فردوسی از اصفهان ، مجتبی صفدری از کرج ، هادی فروسی از سروستان ، محمد تقی جعفری تفضل از همدان ، عالیه محرابی از یزد و محمد سهرابی از اصفهان به ترتیب حایز رتبه های چهارم تا شانزدهم شدند .
در این دوره امیر مرزبان، قادر طراوت‌پور، محمدرضا سنگری و سید محمد امین جعفری وظیفه داوری را به عهده داشتند.
سومین جشنواره بین المللی شعر دوباره غدیر دیشب با حضور رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و شاعرانی از سراسر کشور در جوار آرامگاه حافظ شیراز برگزار شد .

+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 14:57 نويسنده مصطفي توفيقي |

 روزنامه جمهوري اسلامي93/6/20: به گزارش روابط عمومي اداره كل حفاظت محيط زيست خراسان رضوي، حميد صالحي در آئين اختتاميه اين جشنواره كه با حضور نماينده مردم شريف مشهد و كلات،فرمانده يگان حفاظت محيط زيست كشور، مدير كل دفتر آموزش و مشاركتهاي مردمي سازمان متبوع،فرمانده يگان حفاظت منابع طبيعي و آبخيز‌داري استان و جمعي از اساتيد دانشگاه، سازمانهاي مردم نهاد، هنرمندان، دانشجويان، پيشكسوتان، شكارچيان نادم، علاقمندان و فعالان محيط زيست در محل سالن همايش هتل ميثاق برگزارشد، از چالش و بحران‌هاي محيط زيست استان سخن گفت و افزود به عنوان متوليان حفاظت محيط زيست،درميان اين همه كم لطفي و بي‌توجهي به حفظ محيط زيست هنوز هم به ذره‌اي حس مسئوليت در امانت‌داري خداوند دل گرميم و ايمان داريم كه عشقي خدايي از دريچه حمابت و مشاركت مردمي با ماست كه اينگونه به ساختن محيط زيستي سالم اميدواريم.
وي ضمن اشاره به اينكه امروز مردم به اين باور رسيده‌اند كه سمن‌ها مورد حمايت دولت تدبير واميد هستند و روز به روز با تقويت اين باور گروهي تازه درپي ثبت يك سازمان مردم نهاد ديگرند و اينكه امروز بسيار‌ي از گزارشات دريافتي از سوي مردم است؛ از همگان تقاضا كرد خود را از محيط زيست جدا ندانند و كماكان با متوليان محيط زيست همراه و همدل باشند
درادامه اين همايش نماینده انجمن ديده بان حقوق حيوانات ضمن رونمايي از طرح استاني سيرك‌هاي بدون حيوانات، گفت: با حمايت محيط زيست استان، از امروز هيچ سيركي در خراسان رضوي اجازه نگهداري و استفاده از حيوانات را ندارد.
توفيقي ضمن تقدير از اين اقدام محيط زيست استان، لوح تقديري به مدير كل محيط زيست خراسان رضوي اهدا كرد كه مدير كل نيز اين لوح را پيشكش محيط بانان كرد.
همچنين دراين مراسم يكي از شكارچيان نادم به بيان خاطره خود از لحظه انصراف از شكار سخن گفت و افزود: امروز دوربين به جاي اسلحه دستان ما را پر كرده است.

+ تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 17:30 نويسنده مصطفي توفيقي |

ایرنا 93/6/15 - خراسان رضوی بخاطر توقف صدور مجوز نمایش سیرک حیوانات به عنوان نخستین استان عاری از حیوان آزاری در کشور معرفی و مورد تجلیل قرار گرفت.

 نماینده دیده بان حقوق حیوانات در خراسان رضوی روز شنبه در مراسم پایانی ˈجشنواره محیط زیست در آموزه های رضویˈ در مشهد گفت: هیچگونه مشروعیت عقلی و دینی در تربیت حیوانات برای انجام حرکات نمایشی و سرگرمی انسانها وجود ندارد.

ˈتوفیقیˈ افزود: در استفتائات اخذ شده از مراجع عظام تقلید تمامی این بزرگواران حکم بر نادرست بودن آزار حیوانات داده اند.

وی با اشاره به اینکه خراسان رضوی نخستین استان کشور است که فعالیت سیرک حیوانات را بطور کلی ممنوع اعلام کرده است گفت: این آغاز کاری برای توقف فعالیت سیرک نمایش حیوانات در دیگر استانهای کشور است.

مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست خراسان رضوی نیز در این همایش گفت: از امروز به مناسبت سالروز میلاد امام رضا(ع) ˈضامن آهوˈ دیگر هیچگونه مجوزی برای فعالیت و برگزاری سیرک حیوانات در این استان صادر نمی شود.

ˈحمید صالحیˈ افزود: از این پس اجازه کار به سیرکی که برای اجرای برنامه های خود از حیوانات استفاده می کند در خراسان رضوی داده نخواهد شد

+ تاريخ شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 17:37 نويسنده مصطفي توفيقي |

روزنامه خراسان 93/6/9- مصطفي توفيقي، سرپرست و مدير عامل گروه هنري« دکمه» که در اين مرحله مشغول فعاليت است، مي گويد: در دوره قبل با ايده هاي متفاوت شرکت کرديم تاکنون با حمايت بخش خصوصي توانسته ايم براي بيش از 100 نفر و با اولويت زنان سرپرست خانوار و هنرمندان کارآفريني کنيم. در اين دوره 16 نفر از ايده پردازان در قالب 3 گروه هنري ايده هاي خود را ارائه کرده اند.

وي مي افزايد: توليد پوشاک زيبا و مورد پسند کودک و نوجوان با طراحي و دوخت ايراني اسلامي و الگو گرفتن از اسباب بازي هاي قديمي محور ايده هاي اين گروه است و اميدواريم بتوانيم جزو ايده هاي برتر انتخاب شويم...

+ تاريخ یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 17:51 نويسنده مصطفي توفيقي |

**غزل**

اگر که از فتوحاتش نمی دانیم ما جز فتح خیبر را

و از خیبر نمی دانیم جز بر دست بالا بردن در را

اگر وقت نماز انگشتری دیدیم و وقت جنگ، شمشیرش

نمی بینیم در دست یداللّهش چرا دست پیمبر را؟

نمی دانیم شاید، شاید امّا خوب می بینیم و می دانیم

که پنهان می کنیم انگار ما در آستین خویش، خنجر را

هزاران ابن ملجم توی تهران هر شب از این فکر بیدارند

امام عصر کی بر سجده بگذارد میان جمعشان سر را

چه بسیارند که «لاسیف» را خواندند امّا «لا فتی» را نه

لگد کردند پیش «ثقل اصغر» سوره ی مظلوم «کوثر» را

چه بسیارند و بسیاریم ما، ما که نفهمیدیم این را که

چگونه زخم خورد از دست ما تنها پناه حضرت زهرا

پس از این ماه ها، این سال ها، این قرن های بعد او، تنها-

-کبوترهای چاهی خوب می دانند تنهاییّ حیدر را...

 

+ تاريخ شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 20:6 نويسنده مصطفي توفيقي |

بعد سال ها، مسابقات ورزشی تیم های ملی را لحظه به لحظه دنبال می کنم. نه به خاطر فوتبال و والیبال. برای ادبیاتی که شکل می دهند. فکر می کنم به این که شاید آن چه برای ادبیات ما لازم است، «تغییر» نیست بلکه «پیروزی» است. مردم ما  نیاز به کمی شاد  بودن و احساس افتخار دارند. برای همین هم هست که تاثیر «ولاسکو» و «کی روش» بر ادبیات اجتماعمان را بیش از تاثیر روحانی و حتی ظریف می دانم.

این ها را با خوشحالی تمام می نویسم و به استقبال مسابقه ایران- آرژانتین می روم و دوست دارم تنها کسی در جهان باشم که پیروزی  فردای تیم ملی کشورمان را پیش بینی می کند. فکر می کنم بازی فردا را یک هیچ می بریم، روی گل رضا قوچان نژاد یا دژاگه، از روی نقطه پنالتی. چرایش را نمی دانم، شاید چون ادبیات پیروزی را دوست دارم. و اگر هم این نشد، چه تفاوت می کند؟ ما راه خوب بودن را پیدا کرده ایم.

بازی ایران-نیجریه و حواشی آن

+ تاريخ شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 1:43 نويسنده مصطفي توفيقي |

**ظهور نزدیک است؟**

هی شما مرغ های عیش و عزا، سوگوارانِ شادِ عیدزده!

بیدهای همیشه لرزان و سروهای بلندِ بیدزده!

من شنیدم که جمعه می آیند، من شنیدم ظهور نزدیک است

باز این جمعه خوابتان نبرد، منتظرمانده ها، بعیدزده

نگرانم که بی خبر برسند، با چه رویی نگاهشان بکنم؟

سیصد و سیزده شهیدِ رشید توی این دوره ی شهیدزده؟

شیخ اشراق را بگو برود، جای او نیست بین این مردم

سفسطه بازهای مشّایی، حسنک های بوسعیدزده

هِی شما دوستان هم بندم! نکند بشکنید قفلِ قفس!

چشم بر قفلِ در نگه دارید، یک نفر حرفی از کلید زده

وای اگر صاحب الزّمان برسد روز جمعه به این حوالی، وای!

چه کند وارث حسین علی با شما مردمِ یزیدزده؟

 

+ تاريخ جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 10:25 نويسنده مصطفي توفيقي |

قرار بود امروز و فردا را در محضر کلی کلارک بزرگ، درس بگیریم و افسوس؛ بعد از چند ماه مطالعه جدی و فشرده در فلسفه دین که تختخوابم را هم کلاس درس کرده است، شوقی بزرگ، من را برای شنیدن از ایشان سرشار می کرد. افسوس که تحجر، واپسگرایی و ظلم مداوم به اندیشه، یک بار دیگر فلسفه و فلسفیدن را از این دیار بیرون کرد و شاید هم «شمع را باید از این خانه به در بردن و کُشتن»...

دیشب خواب بدی دیدم، نه به بدی خواب هایی که سال هاست برای ما دیده اند.

پروفسور کلارک نازنین، شرمنده که مهمان نوازی را یاد نگرفته اند و ما هم خرده شجاعتی اگر داشته ایم، پای اعتقادات آتش گرفته مان ریخته ایم؛ ممنون که به خاطر عقلانیت و آرزوهای انسانی مان آمدی و شرمنده. این رنج ها تمامی ندارد که.

http://www.redeemingreason.org/images/clarkkj.jpg

+ تاريخ جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 22:35 نويسنده مصطفي توفيقي |

جایزه جهانی شعر فدوی طوقان در حالی اسامی ۵۰ کاندیدای نهایی دومین دوره این مسابقه ادبی را اعلام کرده که نام یک ایرانی نیز در بین اسامی شاعرانی از ۱۹ کشور جهان به چشم می خورد.
مصطفی توفیقی، شاعر ۲۵ ساله ایرانی است که با مجموعه شعر «باغ های معلق زیتون» به زبان عربی، موفق به راهیابی به مرحله نهایی داوری این جایزه شده است. این شاعر پیش از این نیز جوایز متعددی از جشنواره های داخل و خارج کشور به دست آورده بود.
قرار است طی مراسمی در ماه جولای امسال که به طور زنده از شبکه تلویزیونی البیاره نمایش داده می شود، از برگزیده سال ۲۰۱۳ این جایزه ادبی با حضور کاندیداهای برگزیده کشورهای مختلف و از جمله این شاعر ایرانی تقدیر شود.
جایزه جهانی فدوی طوقان، یکی از مجموعه جوایز فرهنگی فلسطین است که به طور سالانه توسط برخی نهادهای فرهنگی بین المللی برگزار می گردد و مقر آن در امارات متحده عربی و اردن است.

منبع: bekran.com

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 19:14 نويسنده مصطفي توفيقي |

Shargon  Page 26
منبع:  shahrgon.net

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 19:7 نويسنده مصطفي توفيقي |

...در میانه‌ی کتاب به اثری «متفاوت» می‌رسم؛ شعری است اجتماعی و انتقادی، از «مصطفی توفیقی»، که عنوانش عنوانِ کتابی است از زنده‌یاد «جلال آل‌احمد»؛ «از رنجی که می‌بریم». می‌خوانم: «یک عدّه از «تو»، «عکس تو» را قاب کرده‌اند، بالای تخته‌های سیاه کلاس‌ها/ یک عدّه عکس‌های تو را جمع می‌کنند، محضِ تبرّک از همه‌ی اسکناس‌ها/ تا چشم اجتماع نبیند چه می‌کنند، یک عدّه پشتِ نامِ تو سنگر گرفته‌اند/ از عکس تو، نقاب به صورت گرفته‌اند، در حینِ مرتکب شدنِ اختلاس‌ها/ آن‌ها که در حضور تو تزویر کرده‌اند، در جامه‌های مندرسی از دروغ‌ها/ آن‌ها که در غیابِ تو تغییر می‌کنند، در شکل‌های مختلفی از لباس‌ها/ بسیار دیده‌ایم از این دست چیزها، در روزگارِ بی‌تو شدن، رنج می‌بریم/ در روزگارِ بی‌تو شدن، زخم می‌خوریم، از دستِ نانجیبِ خداناشناس‌ها/ از دست نانجیبِ کسانی که «عشق» را، در مسلخِ تباهی خود، زخم می‌زنند/ از دست این قبیله که در خواب مانده‌اند، از دست نانجیبِ همین «عام» و «خاص»ها/ بعد از تو هیچ هیچ نمانده است غیر هیچ، امّا هنوز بیعت‌مان با تو مانده است/ این «جبهه‌ی شکست‌نخورده» هنوز هست: بچّه‌بسیجیانِ تو، ما، آس‌و‌پاس‌ها/ در کوچه‌های بی‌کسیِ محض، یادِ تو، تنها اُمیدِ دل‌خوشیِ پابرهنه‌هاست/ ما هم‌چنان به یادِ تو آرام می‌شویم، در روزگار همهمه‌ی بی‌حواس‌ها».
ورق نمی‌زنم. لختی روی این شعر درنگ می‌کنم. چه نکته‌ای در آن است که «متفاوت» می‌خوانمش؟ متفاوت با دیگر آثاری که در این کتاب دیده‌ام و حتی پیش از این شنیده‌ام... مطمئنم که تنها به‌خاطر استفاده‌ی شاعر از کلماتی خلاف‌آمدِ عادت -به‌ویژه در شعرهایی با موضوعاتی از این دست- نیست؛ واژه‌هایی مثل «اسکناس» و «اختلاس»؛ نه! تفاوت در جای دیگری است. تفاوت در «نگاه» است، در «زاویه‌ی دید» است؛ این‌که شاعر، دوربین شاعرانگی‌اش را کجا کاشته و از چه منظری به منظره‌ی پیشِ رو نگاه می‌کند. یادم می‌آید که یکی از صاحب‌نظران، در آسیب‌شناسیِ «شعر آیینی امروز» می‌گفت: بعضی از شاعران، فقط «تجلیل» می‌کنند؛ اما برخی از شاعران، «تحلیل» می‌کنند و این، گم‌شده‌ی بسیاری از شعرهای آیینیِ روزگار ماست.
در این شعر هم، شاعر «تحلیل» کرده؛ هرچند گاهی سطحی و احساسی، هرچند گاهی شعاری؛ اما هرچه هست، دست‌کم کوشیده از تجلیلِ صرف، فرابرود و یک وضعیت را تحلیل کند؛ تحلیلی که البته، تجلیل هم در آن پنهان است...

منبع: kerna.ir

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 23:58 نويسنده مصطفي توفيقي

**از رنجی که می بریم**

یک عدّه از «تو»، «عکس تو» را قاب کرده اند بالای تخته‌های سیاه کلاس‌ها

یک عدّه عکس های تو را جمع می کنند محضِ تبرّک از همه‌ی اسکناس‌ها

تا چشم اجتماع نبیند چه می‌کنند، یک عدّه پشتِ نامِ تو سنگر گرفته‌اند

از عکس تو، نقاب به صورت گرفته‌اند در حینِ مرتکب شدنِ اختلاس‌ها

آن‌ها که در حضور تو تزویر کرده‌اند در جامه های مندرسِ از دروغ‌ها

آن‌ها که در غیابِ تو تغییر می‌کنند در شکل‌های مختلفی از لباس‌ها

بسیار دیده ایم از این دست چیزها؛ در روزگارِ بی‌تو‌شدن، رنج می‌بریم

در روزگارِ بی‌تو شدن، زخم می‌خوریم از دستِ نانجیبِ خداناشناس‌ها

از دست نانجیبِ کسانی که «عشق» را در مسلخِ تباهی خود، زخم می‌زنند

از دست این قبیله که در خواب مانده‌اند، از دست نانجیبِ همین «عام» و «خاص»‌ها

بسیار دیده‌ایم از این دست چیزها: قرآنِ رویِ نیزه و تنهایی علی

بعد از تو، نه ابوذر و سلمان... که پرچمت افتاده دست شیطنتِ عمر‌و‌عاص‌ها

بعد از تو هیچ هیچ نمانده است غیر هیچ، امّا هنوز بیعتمان با تو مانده است

این «جبهه‌ی شکست‌نخورده» هنوز هست: ما پابرهنه‌های تو، ما، آس و پاس‌ها

ما مانده‌ایم و کشورِ بی‌تو که هر طرف، عکسِ تو را بزرگ به دیوار می‌زنند

مقیاسِ ریش‌ها و عباها و جیب‌ها: معیارِ فضل‌ها و دلیلِ قیاس‌ها

در کوچه‌های بی‌کسیِ محض، یادِ تو، تنها اُمیدِ دلخوشیِ پابرهنه‌هاست

ما همچنان به یادِ تو آرام می شویم در روزگار همهمه‌ی بی‌حواس‌ها

http://imam-khomeini-isf.ir/files/Media//hamaysh16.jpg

منبع: jamaran.ir

+ تاريخ دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 23:22 نويسنده مصطفي توفيقي

در آخرین روزهای سال 92، ماجرای گروگان‌گیری یکی از همین گروه‌ها، بسیاری از اذهان آزادیخواهان را متشنج کرد. در میان شاعران، متفکران، دانشجویان و گروه‌ها و تشکل‌های مدنی جنب‌وجوشی پدید آمد مبنی بر طومارنویسی و جمع‌کردن امضا و ... که اگرچه در نگاه اول، کاری زیبا و درخورِ تحسین می‌نَماید، اما بی‌فایده بودن آن خیلی بارزتر و مشهودتر است. در همین ارتباط، دوست خوبم « مصطفی توفیقی » در قالب کمپینی، چنین دغدغه‌ای را دنبال می‌کرد و از من هم خواسته بود به این جمعیت بپیوندم و جزء امضاکنندگان یادداشت‌شان مبنی بر آزادسازی مرزبانان ایرانی باشم. اما هرچه فکر کردم، دیدم آیا گروه « جیش‌العدل » با دیدن امضای من و دوستان دلسوز من، از تعصبات کانالیزه شده‌ی خود عقب‌نشینی می‌کند؟ وقتی چنین مناسباتی هنوز هم به شیوه‌ی قرن‌ها قبل، باید به دست ریش‌سفیدان و معتمدان محلی و قومی حل شود، و حتی دست دولت هم از گشودنِ این‌گونه گِره‌ها کوتاه است، آیا به راستی امضای چند نفر انسان پاکدل و صلح‌طلب، می‌تواند حتی مرهمی باشد بر دلِ خانواده‌های منتظر این سربازان وطن؟

  با این حال، به این دوست بزرگوار و جمعیتی که چنین حرکتی را رقم زده بودند، خسته نباشید می‌گویم و امیددارم عذرم را بپذیرند که نتوانسته و نخواستم با آن‌ها همراه شوم. شاید یک دلیل دیگرش هم این باشد که هیچ‌گاه نخواسته‌ام زیر هیچ‌گونه بیرقی، سینه بزنم، حتی زیر پرچم‌های روشنفکری و آزادیخواهی، دیگران که بمانند...

*جواد کلیدری 23 فروردین 93*

www.kelidary.blogfa.com

+ تاريخ پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 19:58 نويسنده مصطفي توفيقي |

http://shajar.aqr.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?&ID=c0e65b87-b144-48a1-908e-751c6ca1204f

عکس از: پایگاه اطلاع رسانی جوان

+ تاريخ دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 23:23 نويسنده مصطفي توفيقي

http://chtn.ir/Portals/0/Gallery/_MG_1230.jpg

عکس از: CHTN

+ تاريخ سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 18:49 نويسنده مصطفي توفيقي |

حبیب الله بخشوده- علی حسین پور - ظاهر سارایی - یحیی علوی فرد - محمد مرادی نصاری - هادی مومنی هابیلی - علی باقری - حسن بهرامی - مصطفی توفیقی - حدیثه صالحی- داوود ساکیان - محمد عزیزی - حیدر میرانی - عسگر اسدی - عارف ساسانی کورعباسلو - وحید طلعت - شبنم فرضی زاده - کاظم نظری بقا

*منبع: سایت رسمی جشنواره*

+ تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 19:28 نويسنده مصطفي توفيقي |

عکس از: یزد رسا

+ تاريخ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 19:15 نويسنده مصطفي توفيقي |

 فردا یکشنبه، ساعت 8 صبح، دانشگاه دولتی تربت حیدریه

با ارائه دو مقاله با موضوع رژیم حقوقی محیط زیست خلیج فارس منتظرتان هستم

همایش علمی پژوهشی خلیج فارس

+ تاريخ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 17:46 نويسنده مصطفي توفيقي |

روزهای طولانی گذشت و اینجا ننوشتم؛ کمتر اتفاقی در این روزها افتاد که شعری، قصه ای، روایتی از آن نداشته باشم و ننوشته باشم. جهان واقعی اما همیشه برایم جذاب تر بوده. دیدار پشت صفر و یک های اینجا، کمی برایم دشوار شده.

سال 1392 این وبلاگ هم تمام شد با پست های به روز نشده ی بسیار؛ برای روزهای خوب و بد بسیار؛ و خوبی و بدی روزها چه اهمیتی دارد اگر خیری پشت آن باشد، که هست، وقتی کسی پشت این روزها ایستاده است و تو را می بیند که دوستش داری. دوستت دارد. الا بذکرالله تطمئنّ القلوب.

هر سال که می گذرد اما یک چیز و تنها یک چیز، برای من باورپذیرتر می شود: «تغییر»؛ وقتی آخر هر سال، مرور می کنم باورها، داشته ها، نداشته ها، آمده ها، رفته ها را... نگاه می کنم و باور می کنم. بعد با خودم می گویم، امسال بزرگتر شده ای، پخته تر شده ای لابد و کم تر اشتباه می کنی؛ فروردین اما می گوید: «روز از نو، روزی از نو...»

و سال 1392 یک درس بزرگ برای من داشت، مهم ترین شرط موفقیت و پیشرفت، اعتدال است، میانه روی ست؛ این که لازم نیست بهترین باشی؛ متفاوت باشی؛ متوسط باش و خوب باش؛ خیرالامور اوسطها؛ . درسی علاوه بر درس سال های قبل مکتب طبیعت؛ «ایمان»...  روزهای آخر سال قبل، چای خوردن، کتاب خواندن، تلویزیون دیدن، عشق ورزیدن، میهمانی رفتن، شعر نوشتن، مسافرت کردن، نماز خواندن، کوچه گردی... همه و همه با هم بود که زیبا بود و من گفتم: همین است، زندگی همین است، چه خوب و چه روشن؛ همه چیز خوب خوب بود که فروردین آمد و آن قدر گل ریخت توی صورتم که فراموش کردم، حرف های آخر سال خودم را...  آی عشق آی عشق! تو را چه به خیرالامور اوسطها، خوش آمدی به جنون دوباره، به خنده ها و گریه های بلند بلند، به قهقهه زیر باران شنبه های بهار، خوش آمدی به خیرالامور یار یار یار، ای یگانه ترین یار...

+ تاريخ شنبه دوم فروردین 1393ساعت 20:51 نويسنده مصطفي توفيقي

تازه آباد، قبر رنگ می کردم. یک بار، دختر جوانی که نوزده بیشتر نداشت، روبروی من، سلام نظامی داد. سال ها بعد، عاشق دختری شدم که همنام او بود، نوزده بیشتر نداشت. جوان بودم و جسارت نامحدودی، پیراهنم را گرم می کرد. من که جز رنگ کردن قبرها کاری نداشتم، برایش قبری نقاشی کردم. فرستادم سر قرار معهود. باقی داستان را ناقلان اخبار و طوطیان شکر شکن روایت کرده اند. دستان دختر خونی بود و از تمام تنش، نشئه ی گل سرخ به هوا برخاسته بود. لب هاش غنچه ای بود تمام. مطبوع و دلچسب. چشم هایش، دو گلوله بر آبستن خاله ی من و کاسه چشم هایش، دو پوکه. پول تیرش را مادرم داده بود، از چرخ خیاطی خاله که مصادره کردند مثل همه چیز، همه چیز، همه چیز. قبر را که دیده بود، با لبخند، روبان دور آن را باز کرده بود. روی سنگ را خوانده بود. رفته بود.  
پاورقی1: چشم های دختری که سلام نظامی داد، چقدر آبی بود.
پاورقی2: چقدر به امروز، به سیزدهم مهرماه شباهت داشت.
پاورقی3: و من چقدر لب هایش را دوست داشتم بی آن که حتی نامش را شنیده باشم و نام بوسه را. پاورقی4: خاله جان شرمنده ام. خواهرزاده ات آدم بشو نیست که نیست.

+ تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 11:44 نويسنده مصطفي توفيقي