روزنامه ی شخصی مصطفی توفیقی

خبرگزاری پانا: آ ثار ملی فیوزینگ گروه هنری دکمه در معرض بازدید علاقه مندان قرار گرفت.به گزارش خبرگزاری پانا، آثار هنری گروه دکمه با نام اختصاری فیوزینگ(همجوشی)که بر گرفته از ترکیب ساخت ان می باشد در نمایشگاه صنایع دستی به افرین به نمایش گذاشته شده است.این صنایع دستی که ترکیبی از شیشه و الیاژی از مس در کوره می باشد در حدود 5 هزار سال قبل در ایران و چین در معرض ساخت و استفاده قرار می گرفته و هم اکنون نیز گروه هنری دکمه به احیا و باز افرینی ان پرداخته است.این اثار با توجه به ارزش هنری خود در سازمان جهانی یونسکو و میراث فرهنگی ایران به ثبت رسیده است و دارای نشان اصالت از سازمان میراث فرهنگی می باشد که به سرپرستی مصطفی توفیقی و طراحی سارا کنعانی هم اکنون در معرض بازدید عموم قرار گرفته است.علاقه مندان به این هنر می توانند از تاریخ 1الی 12 مرداد ماه با بازدید از نمایشگاه صنایع دستی به افرین واقع در طبقه2 برج سلمان به تماشای این اثار ملی در قالب کارهای هنری مختلف بپردازند.
http://pana.ir/Pages/Printable-News-378511.aspx

+ تاريخ شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:56 نويسنده مصطفي توفيقي |

ساعتی را میهمان دوستان عزیز، تیتکانلوهای مهربان بودم. روزنامه خراسان امروز، خراسان رضوی، ص6:

قديمي ترين دوربين هاي عکاسي و فيلمبرداري، عکس هايي که بيش از صد سال از عمر آن ها مي گذرد، درباريان و رعيت ژست گرفته، نمونه بازتوليد شده اي از نخستين عکس جهان بر صفحه اي از نقره، يکي از تنها سه آمبروتايپ ايراني، درخت هايي بر سر چشمه موهوم در هاله اي از مه؛ مشروطه خواهان در قاب عکس و تکرار عکس هاي آن ها در نقاشي هاي کهن، شيشه عکس(نگاتيو) آخرين تصوير قاتل ناصرالدين شاه، تصوير فيلم هاي کهنه پروژکتور قديمي بر ديوار... اين گونه ميهمان خاطره بازي هاي خانواده محمدزاده شديم، خاطره بازي آن ها با تاريخ فيلم و عکس ايران... برادران محمدزاده تيتکانلو، سال هاي عمر خود را وقف عکس و سينما کرده اند، نه براي شهرت يا ديده شدن، براي آن چه آن را دوست دارند، تاريخ هنر؛ آن ها اين روزها در مشهد نه تنها يکي از بزرگ ترين مجموعه داران تاريخ عکس ايران به شمار مي آيند بلکه با علاقه و پشتکار مثال زدني، برخي شيوه هاي هنري را احيا کرده اند و ايده هاي جديدي نيز به هنر عکاسي ايران افزوده اند...

زيبا و حيرت انگيز

اين عکس ها به نظر قديمي نمي آيند؟ لبخند مي زند و مي گويد: نه، اين ها فقط تصاوير عکس هاي قديمي هستند که در اوايل کار، با ذوق و شوق گردآوري مي کرديم، آن روزها هفده هجده ساله بودم، بعدها که پولي به دست آورديم، عکس هاي اصلي را هم خريداري کرديم. به پستوي کوچک آخر نمايشگاه مي رود، دفتري بزرگ مي آورد و چند قاب چوبي با شيشه هايي در ميان. دفتر، آلبوم خاطرات گذشته هاي دور سرزمين ماست با عکس هايي از روزگار دور و قاب هاي چوبي، قديمي ترين «شيشه عکس» هاي ايران. برخي از اين شيشه عکس ها، نگاتيوهايي است از هنر روسي خان، عکاس باشي دربار ناصري و در ميان آن ها، عکسي از قاتل ناصرالدين شاه که ساعاتي قبل از حادثه برداشته شده است...

 مشهد يعني سينما

عليرضا و محمد، دو برادر از خانواده تيتکانلو، سال ها پيش از بجنورد به مشهد آمده اند و مشهد شده است سينماي بزرگ زندگي شان، شهري پر از رنگ، تصوير و عکس. عليرضا، برادر کوچک تر، در 47 سالگي، از شروع قصه عکس ها و فيلم هايش مي گويد: «سي سال پيش بود. اين قدر عاشق سينما بودم که کوچک ترين چيزهاي مربوط به سينما را جمع آوري مي کردم. با عکس و پوستر شروع شد و بعد....» بعدها که کار و باري براي خودشان راه مي اندازند، شروع مي کنند به جمع آوري دوربين هاي قديمي، آپارات، عکس ها و فيلم هاي تاريخي؛ چشم به هم مي زنند و مي بينند دور تا دورشان پر شده از فيلم و عکس و کتاب... .

 داگرئوتيپ مي گيرم، پس هستم!

علاقه بسيار برادرها به عکس و فيلم، موجب مي شود رفته رفته دست به دوربين و قلم ببرند؛ نقاشي طرح بزنند و عکاسي کنند؛ و اين قدر تلاششان را تکرار کنند که در ميان جست وجوهاي تمام نشدني شان، طرحي نو دراندازند و عکس هايي بگيرند که از جهات مختلف در تاريخ معاصر عکاسي ايران نمونه ندارد؛ يکي از اين تجربه ها، «داگرئوتيپ»هاي آن هاست... «داگرئوتيپ نخستين شيوه عکاسي است که توسط لويي داگر فرانسوي معرفي شده، عکس داگ با استفاده از ذرات نقره و يد، با وساطت بخار جيوه در سطح يک لوح از جنس نقره براق شده، پس از نور دادن به دوربين به دست مي آيد» اين توضيح محمد محمدزاده است درباره شيوه عکاسي اش؛ به طور خلاصه داگرئوتيپ اولين شيوه عکاسي دنياست؛ شيوه اي دشوار و هزينه بر از توليد عکس روي نقره که به دليل همين دشواري و هزينه هاي بالاي آن، هيچ کس در ايران معاصر به سراغ آن نرفته و به گفته برادران محمدزاده، «شيوه آنها در اين عکس ها، دست کم در آسيا بي نظير است».

 تاريخ عکس، در انتظار موزه عکس

در ميان سبک هاي مختلف هنري که اين خانواده هنرمند به آن مي پردازند، «کهن نگاري» شيوه اي از شيوه هاي نقاشي آن هاست. عليرضا توضيح مي دهد که « در اين شيوه همه وسايل و مواد اوليه کار از قاب و پارچه و کاغذ و رنگ و... از نمونه قديمي آن ها گرفته مي شود و طرح نيز با استفاده از نقش ها و نمادهاي کهن ريخته مي شود و به اين ترتيب اثري در زمان معاصر به شيوه اي کهن شکل مي گيرد» تمام اين ها بخشي از تلاش بزرگ اين دو برادر است؛ چاپ چندين کتاب هنري و تاليف ده ها مقاله، ارائه ابتکارهاي هنري متنوع و جمع آوري مجموعه اي بي نظير از ابزار و وسايل عکاسي و فيلمسازي که به گفته خود آن ها براي تهيه برخي از آن ها، روزها و هفته ها سفر کرده اند و خانه هاي قديمي و زيرزمين هاي متروک را براي يافتن قطعه اي از تاريخ هنر ايران زير و رو کرده اند. اکنون آن چه در مقابل ماست، مجموعه اي بزرگ از آثار تاريخ عکس و سينماي ايران است که در محيطي محدود، اگرچه با نظمي هنرمندانه اما بسيار آسيب پذير، روي هم چيده شده است. بخشي از زيباترين رويدادهاي تاريخ هنر ايران در گوشه اي از شهر مشهد، در خيابان احمدآباد، مهجور مانده است و گردآورندگان اين مجموعه بي نظير اميدوارند، همتي بلند دست کوشش آن ها را بفشارد و محيطي امن براي نمايش اين موزه هنري فراهم آورد. وقت خداحافظي با آن هاست که عليرضا محمدزاده مي گويد: کاش موزه اي براي عکاسي و سينماي مشهد داشته باشيم...

http://www.khorasannews.com/News.aspx?id=7339265

+ تاريخ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:16 نويسنده مصطفي توفيقي |

گزارش گشتن های من در میان خاطره های دور سینماهای نزدیک، روزنامه خراسان:

خيال مشترک روزهاي دور و نزديک سينماهاي مشهد، ما را به «ارگ» برد، به دهه شصت و هفتاد؛ به سينماهاي تاريکي که با چراغ قوه مامور سينما روشن مي شد و صداي تخمه شکستن پشت سري ها و ما که به صفحه جادو خيره شده بوديم؛ سينما فردوسي بود يا آسيا يا شهر قصه، نمي دانم؛ فقط خاطره اي گذرا بود از شور و شوق کودکانه در سالن انتظار براي ديدن «مريم و ميتيل»؛ حالا از آن سينماها و از محله سينمايي ارگ که شايد مي توانست براي هميشه مرکز هنري مشهد باشد، تنها خاطره اي بر جا مانده است، چند سردر بدون عکس مريم و ميتيل، خالي، چند تا ساختمان جديد جاي برخي از آن ها و جرثقيل هايي که به «سينما شهر شب» رسيده اند تا يک هتل را بالا ببرند... .

پژوهشگر کتاب «سينما در مشهد» در کتاب خود به معرفي بيش از 30 سينماي قديمي شهر، با ارائه شناسنامه اي نسبتاً دقيق مي پردازد، با اين حال معاون سينمايي اداره کل ارشاد خراسان رضوي، شمار اين سينماهاي متروک را بيش از 10 سينما نمي داند؛ در اين گزارش به سراغ برخي از اين سينماها رفته ايم تا حال و هواي آن ها را از نزديک نظاره کنيم.

 متروک شده اند اما فراموش نه

کافي است در گذر از خيابان امام خميني (ره) (ارگ سابق) مشهد، از مردم نشان سينمايي متروک را بگيري تا انگشت ها هر طرف اين محله را نشانت دهند که سينما يا سالن نمايشي قديمي، سال ها رها شده باشد. خاطره انگيزتر از همه شايد «سينما فردوسي» باشد با آمفي تئاتري در کنار خود که حالا کافه آن خياط خانه شده است و پارکينگ آن، آغل مرغ و خروس ها، با معماري کم نظير که با همه آسيب هايي که بر خود ديده است، همچنان در ابتداي خيابان ارگ خودنمايي مي کند. چند خيابان پايين تر، پشت به پشت کنسولگري پاکستان، سقف سينما استقلال بر سر خيابان فرو ريخته است؛ آن طرف خيابان ارگ، سينماي قديمي باغ ملي، بخت بلندي داشته است که سالن صباي صدا و سيماي استان شده است. کمي آن طرف تر، تئاتر گلشن، آمفي تئاتر هلال احمر شده و روبه روي آن تالار اعتبار السلطنه، قديمي ترين سينماي مشهد در کوچه حمام ارگ، ساختمان اداره کل ثبت احوال شده است. سينما «شهر شب» اما اين قدرها خوش شانس نبوده است...

 شهر شب با مردم چشمک زنش!

سه راه دارايي مشهد، جايي که سينماي خاطره انگيز شهر شب بوده است، اين روزها جولانگاه جرثقيل ها و ماشين هاي ساختماني است؛ برج بزرگي جايگزين سينماي کوچک شده است. از يکي از کارگرهاي ساختماني درباره گذشته اينجا مي پرسم. مي گويد دو سالي بيشتر نيست به مشهد آمده و چيزي نمي داند. سال80، سينما مهران قاسم آباد، تنها چند ماه پس از آغاز به کار، به شرايط مشابهي دچار شد. جاي مهران، باشگاه ساختند. سينما شهر قصه گلشهر هم چند سالي است که به حال خود رها شده است. از سينما سانترال خيابان خسروي هم جز نشاني کمرنگ بر ديوارها باقي نمانده است!

 «مولن روژ» به فروش مي رسد!

سينما مولن روژ، در کوچه مصطلح به استانداري يکي از نخستين سينماهاي مشهد است؛ براي اولين بار در 5 آبان 1340 درهايش به روي مردم گشوده شد و سال ها بعد، انبار کالا شد. جالب اين که معماري داخلي و بيروني اين سينما در گذر دوران، کمترين تغيير را به خود ديده است و تصاوير قديمي آرشيوي نشان مي دهد که ساختمان امروزي آن تفاوت چنداني با مولن روژ ديروز ندارد. با اين حال وقتي به سراغ اين سينماي پر خاطره رفتيم، درهاي آن بسته بود و روي ديوارش پرده نوشته اي نصب شده بود: اين ملک تجاري به فروش مي رسد... حال اين که چطور يک ملک با کاربري فرهنگي، تجاري شده است، خود جاي سوال دارد.

 آسيا، 17 سال بدون کاربري

در انتهاي خيابان امام خميني24 يکي از محبوب ترين سينماهاي مشهد خاک مي خورد. از همسايگان سينما آسيا، تنها اغذيه فروشي همنام اين سينماست که تعطيل نشده است. ظاهراً مالک کنوني زمين سينما، مغازه هاي کنار آن را نيز در تملک دارد و به همين دليل، آن ها نيز به سرنوشت سينما دچار شده اند. سرآشپز ميانسال اغذيه آسيا، درباره وضعيت اين روزهاي سينما آسيا مي گويد: «17 سالي مي شود که اين سينما را به حال خود رها کرده اند، قبلاً هر چند وقت يک بار افرادي به آن سر مي زدند اما الان چند سال است که همان ها هم کمتر مي آيند». به دشواري راهي به داخل سينماي متروکه پيدا مي کنيم. با اين که معماري کلي آن حفظ شده اما ديوارها روي هم آمده است. خاطره هاي دور از نشستن روي صندلي هاي سينمايي که حالا سرماي تنهايي به تن آن ريخته است، تنها اميد کوچکي است براي دقيقه اي بيشتر ماندن در اين سالن متروک.

 سينما سعدي...

در ميان نهادهاي مختلفي که متولي مراکز فرهنگي شدند، شايد «کميته امداد» سهم بيشتري از متولي گري سينماها داشته است. به جز سينما قدس و آفريقا، برخي سينماهاي ديگر هم جزو زير مجموعه اين نهاد قرار گرفتند. از جمله آن، سينما سعدي است در خيابان امام خميني(ره) که البته اقبال اين سينما به بلندي بخت قدس و آفريقا نيست، چرا که «سعدي» خراب مي شود تا ساختماني اداري روي زمين آن ساخته شود.

 قانون چه مي گويد؟

در روزهايي که بيشتر سينماهاي قديمي مشهد در آتش فراموشي به خاکستر نشسته اند، اتفاق هاي خوب براي سينماهاي استان هم کم نيستند؛ افتتاح سينما سيمرغ نيشابور همزمان با گشايش درهاي ششمين سالن پرديس سينمايي هويزه، ما را به پشت درهاي معاونت هنري و سينمايي اداره کل ارشاد استان مي برد؛ از ناصر نبي زاده درباره سرنوشت سينماهاي متروک مشهد مي پرسيم و بند 22 ماده 1 قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ قانوني که ظاهراً به اندازه سينماهاي قديمي مشهد مهجور و متروک شده است. نظر معاون سينمايي اداره کل ارشاد استان اما چيز ديگري است...

 تخريب، تغيير نيست!

بند22 ماده 1 قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، «صدور اجازه تأسيس يا انحلال مراکز، مؤسسات و مجامع سينمايي و نظارت بر فعاليت هاي آن» را وظيفه اين وزارتخانه و ادارات متبوع آن مي داند. قانوني که نبي زاده، معاون سينمايي اداره کل ارشاد، درباره اجراي آن مي گويد: «در مورد سينماهاي مشهد، جز مورد سينما مهران هيچ گونه تغيير کاربري انجام نشده است.» او البته نمي گويد که اين قانون نه تنها درباره تغيير کاربري سينماها بلکه درباره اجازه انحلال آن نيز سخن مي گويد. نبي زاده، درباره تخريب و تبديل برخي سينماها به مراکز اداري و اقتصادي هم، اين تخريب و تبديل ها را «تغيير کاربري» نمي داند و مي گويد: در اصل تغيير کاربري انجام نشده است و نهادهايي که در حال ساخت و ساز در اين فضاها هستند، تعهد داده اند که به اندازه اين فضاها، سالن سينمايي بسازند.

 سينما قدس، تجهيز مي شود

وي تاکيد دارد: ما تلاش مي کنيم سرمايه گذاران را براي سرمايه گذاري در حوزه سينما، تشويق کنيم و با توجه به نمونه هاي موفق پيش رو، نگاه ما اين است که در صورت تجهيز سينماها به سيستم هاي جديد، استقبال خوبي از آن ها صورت مي گيرد. نبي زاده درباره تعهدات کميته امداد در قبال احداث مراکز اداري خود در محل برخي سينماها نيز مي گويد: نظر ابتدايي کميته امداد، تعهد به تجهيز و افزايش سالن هاي سينما آفريقا بود که با تغييرات مديريتي پيش آمده در اين سينما، پيگير تجهيز و افزايش سالن ها در فضاهايي مانند سينما قدس توسط اين نهاد هستيم.

سينما، زندگي است

جرثقيل ها خشت روي خشت مي گذارند، خاطرات سينماهاي قديمي مشهد خاک مي شوند، با بناهاي قديمي آن؛ آن طرف تر، مردم و اهالي سينما در پرديس هويزه فيلم مي بينند و درباره هنر گپ مي زنند، با اين اميد که شايد روزي ققنوس هايي به شکوه اين سينماي زيبا و زيباتر از آن، از خاکستر سينماهايي که دوستشان دارند سر برآورند؛ سينما، آينه خاطره ها و آرزوهاست...

+ تاريخ یکشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۴ساعت 13:28 نويسنده مصطفي توفيقي |

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ساعت 11:37 نويسنده مصطفي توفيقي |

جوان خلاق مشهدي، موفق به كسب همزمان 2 جايزه ديگر از جشنواره‌هاي ايده‌پروري شرق و غرب كشور شد.

جوان خلاق مشهدي، موفق به كسب همزمان 2 جايزه ديگر از جشنواره‌هاي ايده‌پروري شرق و غرب كشور شد. «مصطفي توفيقي» كه پيش از اين با طراحي ايده‌هايي نظير «بازار هنر مشهد» و عروسك‌هاي فرهنگي حجاب و عفاف موسوم به «خانواده نخودي» شناخته شده بود، اين بار موفق به كسب همزمان جايزه نخست جشنواره ايده‌هاي بر‌تر شرق كشور (معتبر‌ترين جشنواره ايده‌پروري ايران) و نيز جايزه جشنواره ملي ايده‌هاي بر‌تر كاهش مواد مخدر (كردستان) شده است. ايده‌هاي ستايش شده اين جوان خلاق مشهدي در 2 جشنواره اخير عبارتند از طراحي مبتكرانه مبلمان شهري موسوم به «مبلمان جادويي» و طراحي و پيشنهاد «روبان اعتياد» براي معرفي و هشدار گسترده نسبت به رواج اعتياد به‌عنوان بيماري بزرگ قرن. به گزارش مهر، جشنواره ملي ايده‌هاي بر‌تر در حوزه كنترل و كاهش مواد مخدر در مجتمع فرهنگي هنري فجر سنندج و با حضور استاندار كردستان، رئيس انجمن مددكاران اجتماعي كشور، معاون كاهش تقاضا و توسعه مشاركت‌هاي مردمي ستاد مبارزه با موادمخدر و جمعي از مسئولان استان در مجتمع فرهنگي هنري فجر سنندج برگزار شد. براساس رأي هيأت داوران از يك هزار و ۸۵۰ اثري كه به مرحله داوري راه يافتند ۱۰ اثر برگزيده و به دارندگان آنها لوح تقدير، هدايا به همراه تنديس جشنواره تقدیم شد و از دارندگان ۱۰ اثر ديگر هم با دادن لوح تقدير و جوايزي تجليل شد.

+ تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ساعت 15:19 نويسنده مصطفي توفيقي |

والعصر انّ الانسان لفی خسر...

 

...و رفته رفته اقیانوس ها سراب شدند

و ماهیان از لب تشنگی کباب شدند

تمام جنگل ها، دشت و دشت ها، صحرا

تمام صحراها کوره ی مذاب شدند

پرنده ها بر روی درخت، خشک شدند

به روی شاخه، انگورها شراب شدند

از آسمان، باران عذاب و سنگ رسید

یکی یکی همه ی خانه ها خراب شدند

در آن زمان که همه «موش ها و آدم ها»

برای آن که نبینند، غرق خواب شدند

در آن زمان که همه «دست ها» و «صورت ها»

به جیب ها چسبیدند و در نقاب شدند

کسی نفهمید این را که این جماعتِ سنگ

به دست خویشتنِ خویش در عذاب شدند

چنین شد و جنگ از راه دور پیدا شد

چنین شد اسلحه ها نوکرِ خشاب شدند

 

کسی نماند که از «صلح» و «عشق» دم بزند

همه به کُشتنِ احساسِ گل مجاب شدند

 

آهای ماشین های قشنگِ زنگ زده!

آهای آدم های همیشه رنگ زده!

کسی نمی داند کی به شیشه های ما

به شیطنت – یا از روی کینه– سنگ زده؟

کسی نمی داند کی برای شادی خود

شبانه سنگ به این خاطرِ قشنگ زده

کسی نمی داند از چه بود سنگ شدیم؟

کسی نمی داند؟ آآآآآی شهر جنگ زده!

 

کسی نمانده که پاسخ دهد صدای مرا

نه شانه ای مانده گریه های های مرا

در این هوای سترون، کسی نمی خواهد

به دست هاش بگیرد، دست های مرا

کسی نمانده و تنها کنار تنهاییم

کسی در آینه در می آورد ادای مرا

چقدر تنهایم من، چقدر تنهایم

کسی نمی شنود گریه ی دعای مرا؟

 

قسم به عصر، که ما اشتباه می کردیم

قسم به عصر، اگر که گناه می کردیم،

فقط نه این که نفهمیده معصیت بکنیم

گناه هامان را هم مباح می کردیم

تمام عمر، ورق های دفتر اعمال

به دست معصیت خود، سیاه می کردیم

قسم به عصر، که ما در گناه گم بودیم

قسم به عصر، که خود را تباه می کردیم

 

به جز تو هیچ امیدی نمانده است بیا

تو ای چراغِ شبِ شهرِ شب پرست! بیا

به دیر کردن تو در هوای طوفان زا

غبار روی دل مومنان نشست بیا

اگرچه هیچ کسی یادِ نور نیست ولی

هنوز پنجره ای رو به ماه هست... بیا

اگرچه دور شدیم از شما محبّت کن

به سویِ پنجره ای سمتِ دوردست بیا

بیا و وضع زمین را کمی مرتّب کن

بیا! شکست دل مومنان! شکست! بیا...

+ تاريخ پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:23 نويسنده مصطفي توفيقي |

آﺛﺎر راه ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﭼﮫﺎرﻣﯿﻦ ﺟﺸﻨﻮاره ﺷﻌﺮ اﻧﻘﻼب ﺑﻪ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﺑﺨﺶ ھﺎ و ﺳﺒﮏ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﻌﺮی ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺑﻨﺎ ﺑﺮ اﻋﻼم، در ﺑﺨﺶ «ﺗﮏ اﺛﺮ» ﺷﻌﺮ ﺳﺒﮏ ﮐﻼﺳﯿﮏ، ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺗﻮﻓﯿﻘﯽ، ﺣﺴﻦ ﺧﺴﺮوی وﻗﺎر، آزاده ﺳﺎﻟﻤﯽ،
ﻋﻠﯽ اﺻﻐﺮ ﺷﯿﺮی، ﺧﺪاﺑﺨﺶ ﺻﻔﺎدل، ﺣﺴﯿﻦ ﻃﺎھﺮی، ﻣﺴﻌﻮد ﻃﺎھﺮی ﻋﻀﺪ، ﻣﺮﯾﻢ ﻋﻤﺎرﻟﻮ، ﻋﻠﯽ ﻓﺮدوﺳﯽ، ﻓﺮﯾﺪ
ﻓﺮدوﺳﯽ، ﮐﺒﺮی ﻣﻮﺳﻮی ﻗﮫﻔﺮﺧﯽ و ﻓﻮاد ﻣﯿﺮﺷﺎه وﻟﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان راه ﯾﺎﻓﺘﮕﺎن اﯾﻦ ﺑﺨﺶ از ﭼﮫﺎرﻣﯿﻦ ﺟﺸﻨﻮاره ﺷﻌﺮ اﻧﻘﻼب ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻧﺪ.
ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﻋﻠﯽ ﺳﻠﯿﻤﺎﻧﯽ، زھﺮا ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ، ﻋﻠﯽ اﺻﻐﺮ ﺷﯿﺮی، وﺣﯿﺪ ﻃﻠﻌﺖ، ﻣﺤﻤﺪرﺿﺎ ﻃﮫﻤﺎﺳﺒﯽ، ﻋﻠﯽ ﻓﺮدوﺳﯽ،
اﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﻣﺤﻤﺪﭘﻮر، ﻣﺤﻤﺪﺣﺴﯿﻦ ﻣﻠﮑﯿﺎن، ﺳﻮداﺑﻪ ﻣﮫﯿﺠﯽ و ﭘﻮﻧﻪ ﻧﯿﮑﻮی در ﺑﺨﺶ «ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺷﻌﺮ» ﺳﺒﮏ ﮐﻼﺳﯿﮏ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان راه ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﺸﻨﻮاره ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻧﺪ.
در ﺑﺨﺶ ﺷﻌﺮ «ﻧﻮ – ﻧﯿﻤﺎﯾﯽ» و در ﺑﺨﺶ «ﺗﮏ اﺛﺮ»، ﻓﺎﻃﻤﻪ اﺷﻌﺮی، اﮐﺒﺮ آزادﭘﻮر، ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﯿﺮاﻧﻮﻧﺪ، ﻣﻨﯿﺮه ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻮری، ﻓﺎﺋﺰه داراﺑﯽ، ﺷﯿﻤﺎ زﻧﮕﻨﻪ، ﻣﺤﻤﺪﺻﺎﺑﺮ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺻﻔﺪری ﺗﻤﺮﯾﻦ، ﺣﺎﻣﺪ ﮐﺮﯾﻤﯽ و ﻃﯿﺒﻪ ﻧﯿﮑﻮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان راه ﯾﺎﻓﺘﮕﺎن اﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪﻧﺪ.

صفحه نخست

+ تاريخ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 11:48 نويسنده مصطفي توفيقي |

Dear all, 
Just before the festive season kicks off, we are delighted to reveal more details about the 2015 festival, and unveil our new-look website
The Edinburgh Iranian Festival will run from 6-16th February 2015, and is packed with a wide selection of events, ranging from art and music, through to history, food and – for the first time in the festival’s history – fashion.  
We have picked out some key highlights below, but you can find full details of all our events on our website and in our brochure

  • A fashion show showcasing womenswear and accessories by contemporary Iranian designers, and a Scottish designer inspired by Iran. It will be set to Iranian music, in the Grand Gallery at the National Museum of Scotland, and followed by a panel discussion on Iranian fashion pre- and post-Islam.
  • An Iranian film season organised in collaboration with the Filmhouse Cinema Edinburgh
  • An art exhibition of works inspired by Iran based on the theme of Perception, at Summerhall, as well as a separate exhibition of the works of renowned Iranian artist Hassan Meshkinfam at the Sutton Gallery.
  • A performance by the Glasgow-based Arazoo Symphony Orchestra at St John’s Church as part of the festival’s Opening Ceremony.
  • A lecture series that will cover everything from Iranian tourism to ancient Persian history.
  • Workshops, where participants can learn traditional music and calligraphy. 
  • Other elements of the programme include Persian cuisine on the menu at Nawrouz restaurant, an Iranian teahouse set up within Persian Rug Village, and curated book selections at Word Power and Blackwells.   

We wish you all a great festive season, and look forward to seeing you in 2015! 

Edinburgh Iranian Festival

 

 

+ تاريخ شنبه ششم دی ۱۳۹۳ساعت 9:55 نويسنده مصطفي توفيقي |

شاعر مشهدي برگزيده جشنواره بين المللي شعر «دوباره غدير» شد

دبير علمي سومين جشنواره بين‌المللي شعر «دوباره غدير» گفت: از ميان 175 اثر ارسالي به جشنواره ، 135 اثر به مرحله داوري جشنواره راه يافت که از اين تعداد 16 اثر به عنوان برگزيده انتخاب شد.

به گزارش واحد مرکزي خبر، محمدرضا سنگري گفت: احمد بابايي از تهران، مصطفي توفيقي از مشهد و بهنام سبقتي از آذربايجان شرقي به ترتيب اول تا سوم شدند.

+ تاريخ پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ساعت 10:3 نويسنده مصطفي توفيقي |

قرار، بندر بود. از بندر راه افتادیم و جزیره به جزیره، خلیج را گشتیم، خلیجی که دوستش دارم، پارس.

بندر عباس، بندر لنگه، ابوموسی(و به قول ساکنان ایرانی این روزهایش: بوموسی)، قشم و در بازگشت شهر به شهر تا کرمان و از کرمان تا خانه. یک سفر دریایی عالی با ساحل بکر ابوموسی(به قول دوست عزیزی: آکواریوم هستی)، با عروس های دریایی و لاک پشت های قشم، جزایر ناز، خرچنگ های زیر سنگ پناه گرفته، با ساحل تا خود صبح قُرُق شعر و گریه های من، با صخره های بلندی که دل می خواهد پایین بروی از آن‌ها تا دریا، با چهل ساعت لنج و قایق و کشتی روی آب، با شعر شعر شعر... و چقدر این مردم جنوب مثل آب و خاکشان، گرم و درستند. حالا دل می‌خواهد هفته‌ای بگذرد و دوباره هوایی نشوی...

پاورقی: گاهی دل کندن خیلی خیلی سخت است، سخت تر از جان کندن.

پاورقی2: از مشهد که جدا می‌شدم بروم، در قطار، این غزل را می‌نوشتم:

 

مشهد! خداحافظ! مواظب باش بعد از من

عشقم نگوید با خودش ای کاش.... بعد از من

 

تنها نباشد بعد من ای کاش... امّا کاش...

دستی نچرخد لای گیسوهاش... بعد از من

 

ای کاش چشم هیز بر چشمش نیفتد... آه!

دستش نگیر دست هر عیّاش... بعد از من

 

ای کاش در خلوت نبیند غیر من با خود

راز من و خود را نگوید فاش... بعد از من

 

مشهد! کمک کن سرد باشی تا مبادا که

سهم کسی دیگر شود گرماش... بعد از من

 

گزارش ویژه نود از فوتبالیست های جزیره ابوموسی

 

+ تاريخ یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ساعت 10:0 نويسنده مصطفي توفيقي |

اولین روز کاری من در روزنامه خراسان را در گزارش صفحه اجتماعی امروز خراسان بخوانید:

فطیر نوسازی تاکسی های فرسوده بی مایه تسهیلات!!!

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳ساعت 15:41 نويسنده مصطفي توفيقي |

گزارش کوتاه و اسامی برگزیدگان جایزه سال شعر جوان هرمزگان را در صفحه هنری روزنامه صبح ساحل بخوانید.

http://www.sobhesahel.com/upload/1416029631_1.jpg

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳ساعت 15:35 نويسنده مصطفي توفيقي |

این کتاب را می خوانید؟

+ تاريخ جمعه شانزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 11:27 نويسنده مصطفي توفيقي |

+ تاريخ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 21:38 نويسنده مصطفي توفيقي |

تازه آباد، قبر رنگ می کردم. یک بار، دختر جوانی که نوزده بیشتر نداشت، روبروی من، سلام نظامی داد. سال ها بعد، عاشق دختری شدم که همنام او بود، نوزده بیشتر نداشت. جوان بودم و جسارت نامحدودی، پیراهنم را گرم می کرد. من که جز رنگ کردن قبرها کاری نداشتم، برایش قبری نقاشی کردم. فرستادم سر قرار معهود. باقی داستان را ناقلان اخبار و طوطیان شکر شکن روایت کرده اند. دستان دختر خونی بود و از تمام تنش، نشئه ی گل سرخ به هوا برخاسته بود. لب هاش غنچه ای بود تمام. مطبوع و دلچسب. چشم هایش، دو گلوله بر آبستن خاله ی من و کاسه چشم هایش، دو پوکه. پول تیرش را مادرم داده بود، از چرخ خیاطی خاله که مصادره کردند مثل همه چیز، همه چیز، همه چیز. قبر را که دیده بود، با لبخند، روبان دور آن را باز کرده بود. روی سنگ را خوانده بود. رفته بود.  
پاورقی1: چشم های دختری که سلام نظامی داد، چقدر آبی بود.
پاورقی2: چقدر به امروز، به سیزدهم مهرماه شباهت داشت.
پاورقی3: و من چقدر لب هایش را دوست داشتم بی آن که حتی نامش را شنیده باشم و نام بوسه را. پاورقی4: خاله جان شرمنده ام. خواهرزاده ات آدم بشو نیست که نیست.

+ تاريخ شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 11:44 نويسنده مصطفي توفيقي

UN-25 Sep.2013:

The International Studies Journal (ISJ) in cooperation with UNIC organized a UN Security Council simulation at Tehran Peace Museum on 19 September 2013. Some 34 graduate and post graduate students of international relations and law as well as political science from different universities from across Iran participated in the simulation which was on the issue of crisis in Syria.

Renowned Iranian political scientist and university professor Dr. Davoud Hermidas-Bavand was the honorary guest of the simulation who assisted the President of the SC from Australia. The one-day session concluded with the adoption of a resolution.
Dr. Bavand and a team from ISJ and UNIC selected the best delegation, the best position paper and the best speaker. The delegations who had observed the dress code were also announced.

+ تاريخ شنبه ششم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:20 نويسنده مصطفي توفيقي |

آي اس جي. 5 مهر92:

دومین کارگروه پژوهشی شبیه سازی شورای امنیت سازمان ملل متحد روز پنجشنبه 28 شهریورماه از سوی فصلنامه مطالعات بین المللی و مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در موزه صلح تهران برگزار شد.

در این برنامه که با حضور بیش از 30 نفر از دانشجویان و دانش آموختگان حقوق بین الملل و روابط بین الملل، جمعی از اساتید برجسته و نمایندگان دفتر سازمان ملل متحد برگزار شد، شرکت کنندگان با ایفای نقش کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، به بررسی بحران سوریه پرداختند و پس از 7 ساعت گفتگو،  در پایان قطعنامه ای در 10 بند تصویب شد.



+ تاريخ جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:7 نويسنده مصطفي توفيقي

خبرگزاری فارس 92/6/23 -پنجمین مدرسه تخصصی حقوق با عنوان «حمایت از کودکان در معرض خطر در اسلام و مقررات بین‌المللی» به همت کلینیک حقوقی دانشگاه مفید و مشارکت دفتر یونیسف ایران به کار خود پایان داد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، پنجمین مدرسه تخصصی حقوق در پنجمین دوره خود با ورود به هفت سر فصل آموزشی در رابطه با حقوق کودکان به مباحثی مانند کودکان فراموش شده، مفهوم، اسناد و نهادها، اصول بنیادین حمایت از کودکان در اسلام و حقوق بین‌الملل و خشونت علیه کودکان در خانه پرداخت.

مراکز آموزشی و محیط کار، حمایت از کودکان در برابر آزار و خشونت در اسلام و مقررات داخلی و بین‌المللی، راهکارهای جلوگیری و مقابله با خشونت علیه کودکان، کار کودک از منظر اسلام و مقررات داخلی و بین‌المللی، حمایت از کودکان در برابر بهره‌کشی اقتصادی در اسلام و مقررات داخلی و بین‌المللی از مباحث دیگری است که در این مدرسه مطرح شده است.

در این دوره آموزشی که به مدت چهار روز برگزار شد، اساتید برجسته و مطرحی برای پربار شدن این دوره آموزشی دعوت شده بودند که با ارائه کامل مطالب دنیای جدیدی از حقوق کودک را مقابل دیدگان دانشجویان و دانش‌پژوهان رشته حقوق باز کردند.

بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده از حجت‌الاسلام رزاقی قاضی مستشار دیوان عالی کشور دعوت شد و دانشجویان با در دست گرفتن سه پرونده واقعی در رابطه با کودک‌آزاری و خشونت علیه کودکان و تحقیق پیرامون آن به نوشتن لایحه و دفاع از پرونده‌های مربوطه پرداختند.

همچنین در این دوره تخصصی دانشجویان با حضور در سینما وتوس به تماشای فیلم «هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند» پرداختند و این فیلم را که به مشکلات جامعه در رابطه با نادیده گرفتن حقوق کودکان می‌پرداخت، مورد بررسی حقوقی قرار دادند.

در برگزاری پنجمین مدرسه تخصصی حقوق محمدمنیر صفی‌الدین رئیس یونیسف ایران حضور داشت و مسائل و مشکلات مربوط به حقوق کودکان در جهان را مورد توجه قرار داد.

پنجمین مدرسه تخصصی حقوق که با عنوان «حمایت از کودکان در معرض خطر در اسلام و مقررات بین‌المللی» به همت کلینیک حقوقی دانشگاه مفید برگزار شد، در این دوره میزبان 70 دانشجو و دانش‌پژوه از 20 دانشگاه سراسر کشور بود.

پس از پایان این مدرسه تخصصی به شرکت‌کنندگان گواهینامه معتبر علمی از سوی دفتر یونیسف ایران، مرجع ملی حقوق کودک و کلینیک حقوقی دانشگاه مفید اعطا شد.

+ تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 18:7 نويسنده مصطفي توفيقي

هی شما مرغ های عیش و عزا، سوگوارانِ شادِ عیدزده!

بیدهای همیشه لرزان و سروهای بلندِ بیدزده!

من شنیدم که جمعه می آیند، من شنیدم ظهور نزدیک است

باز این جمعه خوابتان نبرد، منتظرمانده ها، بعیدزده

نگرانم که بی خبر برسند، با چه رویی نگاهشان بکنم؟

سیصد و سیزده شهیدِ رشید توی این دوره ی شهیدزده؟

شیخ اشراق را بگو برود، جای او نیست بین این مردم

سفسطه بازهای مشّایی، حسنک های بوسعیدزده

هِی شما دوستان هم بندم! نکند بشکنید قفلِ قفس!

چشم بر قفلِ در نگه دارید، یک نفر حرفی از کلید زده

وای اگر صاحب الزّمان برسد روز جمعه به این حوالی، وای!

چه کند وارث حسین علی با شما مردمِ یزیدزده؟

+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 18:43 نويسنده مصطفي توفيقي

+ تاريخ جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ساعت 17:27 نويسنده مصطفي توفيقي