روزنامه ی شخصی مصطفی توفیقی

قرار، بندر بود. از بندر راه افتادیم و جزیره به جزیره، خلیج را گشتیم، خلیجی که دوستش دارم، پارس.

بندر عباس، بندر لنگه، ابوموسی(و به قول ساکنان ایرانی این روزهایش: بوموسی)، قشم و در بازگشت شهر به شهر تا کرمان و از کرمان تا خانه. یک سفر دریایی عالی با ساحل بکر ابوموسی(به قول دوست عزیزی: آکواریوم هستی)، با عروس های دریایی و لاک پشت های قشم، جزایر ناز، خرچنگ های زیر سنگ پناه گرفته، با ساحل تا خود صبح قُرُق شعر و گریه های من، با صخره های بلندی که دل می خواهد پایین بروی از آن‌ها تا دریا، با چهل ساعت لنج و قایق و کشتی روی آب، با شعر شعر شعر... و چقدر این مردم جنوب مثل آب و خاکشان، گرم و درستند. حالا دل می‌خواهد هفته‌ای بگذرد و دوباره هوایی نشوی...

پاورقی: گاهی دل کندن خیلی خیلی سخت است، سخت تر از جان کندن.

پاورقی2: از مشهد که جدا می‌شدم بروم، در قطار، این غزل را می‌نوشتم:

 

مشهد! خداحافظ! مواظب باش بعد از من

عشقم نگوید با خودش ای کاش.... بعد از من

 

تنها نباشد بعد من ای کاش... امّا کاش...

دستی نچرخد لای گیسوهاش... بعد از من

 

ای کاش چشم هیز بر چشمش نیفتد... آه!

دستش نگیر دست هر عیّاش... بعد از من

 

ای کاش در خلوت نبیند غیر من با خود

راز من و خود را نگوید فاش... بعد از من

 

مشهد! کمک کن سرد باشی تا مبادا که

سهم کسی دیگر شود گرماش... بعد از من

 

گزارش ویژه نود از فوتبالیست های جزیره ابوموسی

 

+ تاريخ یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 10:0 نويسنده مصطفي توفيقي |

اولین روز کاری من در روزنامه خراسان را در گزارش صفحه اجتماعی امروز خراسان بخوانید:

فطیر نوسازی تاکسی های فرسوده بی مایه تسهیلات!!!

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 15:41 نويسنده مصطفي توفيقي |

گزارش کوتاه و اسامی برگزیدگان جایزه سال شعر جوان هرمزگان را در صفحه هنری روزنامه صبح ساحل بخوانید.

http://www.sobhesahel.com/upload/1416029631_1.jpg

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 15:35 نويسنده مصطفي توفيقي |

این کتاب را می خوانید؟

+ تاريخ جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 11:27 نويسنده مصطفي توفيقي |

دو سال از عهدی که بستیم گذشت و هشت سال... خدا خانه و زندگی و عشق همه ما را حفظ کند.

دومین سالگرد ازدواج من و فاطمه و چه خوب...

****

خدایا! مبادا که دزدد کسی چراغی که در خانه‌ام روشن است

به خورشید و ماه و ستاره قسم که این شمع، تنها چراغ من است

هر‌آن‌چه که می‌خواهی از من بگیر، ولی همسرم را خودت حفظ کن

خدایا، خودت بوده‌ای، دیده‌ای؛ همه زندگیّم، دلم، این زن است

مرا عشق آموخت حبّ وطن، مرا در جهان یک وطن بیش نیست

مرا همسرم خانه و زندگی، مرا همسرم دولت و میهن است

چنان ما به هم غرق و با هم خوشیم، که گویی جهان توی دستان ماست

گلیم زمین، فرشمان؛ ابر، سقف؛ هوا، پنجره؛ نور، پیراهن است

خدایا مبادا که دزدد کسی حواس مرا از دل همسرم

خدایا هر آن‌کس دلش را شکست، تو بشکن، اگر سنگ اگر آهن است...

+ تاريخ جمعه نهم آبان 1393ساعت 11:38 نويسنده مصطفي توفيقي |

واحد مرکزی خبر93/7/16 برگزیدگان سومین جشنواره بین المللی شعر دوباره غدیر معرفی شدند .
دبیر علمی سومین جشنواره بین‌المللی شعر «دوباره غدیر» امروز گفت : از میان 175 اثر ارسالی به جشنواره ، 135 اثر به مرحله داوری جشنواره راه یافت که از این تعداد 16 اثر به عنوان برگزیده انتخاب شد .
محمدرضا سنگری گفت: احمد بابایی از تهران ، مصطفی توفیقی از مشهد و بهنام سبقتی از آذربایجان شرقی به ترتیب اول تا سوم شدند .
همچنین محسن کاویانی از قم ، محسن ناصحی از اصفهان ، سیداکبر سلیمانی از کهکیلویه و بویر احمد ، سید محدی حسینی نژاد از ایلام ، علی سلیمانی از همدان ، نهدی مردانی از قزوین ، عباس چشانی از تهران ، علی فردوسی از اصفهان ، مجتبی صفدری از کرج ، هادی فروسی از سروستان ، محمد تقی جعفری تفضل از همدان ، عالیه محرابی از یزد و محمد سهرابی از اصفهان به ترتیب حایز رتبه های چهارم تا شانزدهم شدند .
در این دوره امیر مرزبان، قادر طراوت‌پور، محمدرضا سنگری و سید محمد امین جعفری وظیفه داوری را به عهده داشتند.
سومین جشنواره بین المللی شعر دوباره غدیر دیشب با حضور رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و شاعرانی از سراسر کشور در جوار آرامگاه حافظ شیراز برگزار شد .

+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 14:57 نويسنده مصطفي توفيقي |

 روزنامه جمهوري اسلامي93/6/20: به گزارش روابط عمومي اداره كل حفاظت محيط زيست خراسان رضوي، حميد صالحي در آئين اختتاميه اين جشنواره كه با حضور نماينده مردم شريف مشهد و كلات،فرمانده يگان حفاظت محيط زيست كشور، مدير كل دفتر آموزش و مشاركتهاي مردمي سازمان متبوع،فرمانده يگان حفاظت منابع طبيعي و آبخيز‌داري استان و جمعي از اساتيد دانشگاه، سازمانهاي مردم نهاد، هنرمندان، دانشجويان، پيشكسوتان، شكارچيان نادم، علاقمندان و فعالان محيط زيست در محل سالن همايش هتل ميثاق برگزارشد، از چالش و بحران‌هاي محيط زيست استان سخن گفت و افزود به عنوان متوليان حفاظت محيط زيست،درميان اين همه كم لطفي و بي‌توجهي به حفظ محيط زيست هنوز هم به ذره‌اي حس مسئوليت در امانت‌داري خداوند دل گرميم و ايمان داريم كه عشقي خدايي از دريچه حمابت و مشاركت مردمي با ماست كه اينگونه به ساختن محيط زيستي سالم اميدواريم.
وي ضمن اشاره به اينكه امروز مردم به اين باور رسيده‌اند كه سمن‌ها مورد حمايت دولت تدبير واميد هستند و روز به روز با تقويت اين باور گروهي تازه درپي ثبت يك سازمان مردم نهاد ديگرند و اينكه امروز بسيار‌ي از گزارشات دريافتي از سوي مردم است؛ از همگان تقاضا كرد خود را از محيط زيست جدا ندانند و كماكان با متوليان محيط زيست همراه و همدل باشند
درادامه اين همايش نماینده انجمن ديده بان حقوق حيوانات ضمن رونمايي از طرح استاني سيرك‌هاي بدون حيوانات، گفت: با حمايت محيط زيست استان، از امروز هيچ سيركي در خراسان رضوي اجازه نگهداري و استفاده از حيوانات را ندارد.
توفيقي ضمن تقدير از اين اقدام محيط زيست استان، لوح تقديري به مدير كل محيط زيست خراسان رضوي اهدا كرد كه مدير كل نيز اين لوح را پيشكش محيط بانان كرد.
همچنين دراين مراسم يكي از شكارچيان نادم به بيان خاطره خود از لحظه انصراف از شكار سخن گفت و افزود: امروز دوربين به جاي اسلحه دستان ما را پر كرده است.

+ تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 17:30 نويسنده مصطفي توفيقي |

ایرنا 93/6/15 - خراسان رضوی بخاطر توقف صدور مجوز نمایش سیرک حیوانات به عنوان نخستین استان عاری از حیوان آزاری در کشور معرفی و مورد تجلیل قرار گرفت.

 نماینده دیده بان حقوق حیوانات در خراسان رضوی روز شنبه در مراسم پایانی ˈجشنواره محیط زیست در آموزه های رضویˈ در مشهد گفت: هیچگونه مشروعیت عقلی و دینی در تربیت حیوانات برای انجام حرکات نمایشی و سرگرمی انسانها وجود ندارد.

ˈتوفیقیˈ افزود: در استفتائات اخذ شده از مراجع عظام تقلید تمامی این بزرگواران حکم بر نادرست بودن آزار حیوانات داده اند.

وی با اشاره به اینکه خراسان رضوی نخستین استان کشور است که فعالیت سیرک حیوانات را بطور کلی ممنوع اعلام کرده است گفت: این آغاز کاری برای توقف فعالیت سیرک نمایش حیوانات در دیگر استانهای کشور است.

مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست خراسان رضوی نیز در این همایش گفت: از امروز به مناسبت سالروز میلاد امام رضا(ع) ˈضامن آهوˈ دیگر هیچگونه مجوزی برای فعالیت و برگزاری سیرک حیوانات در این استان صادر نمی شود.

ˈحمید صالحیˈ افزود: از این پس اجازه کار به سیرکی که برای اجرای برنامه های خود از حیوانات استفاده می کند در خراسان رضوی داده نخواهد شد

+ تاريخ شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 17:37 نويسنده مصطفي توفيقي |

روزنامه خراسان 93/6/9- مصطفي توفيقي، سرپرست و مدير عامل گروه هنري« دکمه» که در اين مرحله مشغول فعاليت است، مي گويد: در دوره قبل با ايده هاي متفاوت شرکت کرديم تاکنون با حمايت بخش خصوصي توانسته ايم براي بيش از 100 نفر و با اولويت زنان سرپرست خانوار و هنرمندان کارآفريني کنيم. در اين دوره 16 نفر از ايده پردازان در قالب 3 گروه هنري ايده هاي خود را ارائه کرده اند.

وي مي افزايد: توليد پوشاک زيبا و مورد پسند کودک و نوجوان با طراحي و دوخت ايراني اسلامي و الگو گرفتن از اسباب بازي هاي قديمي محور ايده هاي اين گروه است و اميدواريم بتوانيم جزو ايده هاي برتر انتخاب شويم...

+ تاريخ یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 17:51 نويسنده مصطفي توفيقي |

**غزل**

اگر که از فتوحاتش نمی دانیم ما جز فتح خیبر را

و از خیبر نمی دانیم جز بر دست بالا بردن در را

اگر وقت نماز انگشتری دیدیم و وقت جنگ، شمشیرش

نمی بینیم در دست یداللّهش چرا دست پیمبر را؟

نمی دانیم شاید، شاید امّا خوب می بینیم و می دانیم

که پنهان می کنیم انگار ما در آستین خویش، خنجر را

هزاران ابن ملجم توی تهران هر شب از این فکر بیدارند

امام عصر کی بر سجده بگذارد میان جمعشان سر را

چه بسیارند که «لاسیف» را خواندند امّا «لا فتی» را نه

لگد کردند پیش «ثقل اصغر» سوره ی مظلوم «کوثر» را

چه بسیارند و بسیاریم ما، ما که نفهمیدیم این را که

چگونه زخم خورد از دست ما تنها پناه حضرت زهرا

پس از این ماه ها، این سال ها، این قرن های بعد او، تنها-

-کبوترهای چاهی خوب می دانند تنهاییّ حیدر را...

 

+ تاريخ شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 20:6 نويسنده مصطفي توفيقي |

بعد سال ها، مسابقات ورزشی تیم های ملی را لحظه به لحظه دنبال می کنم. نه به خاطر فوتبال و والیبال. برای ادبیاتی که شکل می دهند. فکر می کنم به این که شاید آن چه برای ادبیات ما لازم است، «تغییر» نیست بلکه «پیروزی» است. مردم ما  نیاز به کمی شاد  بودن و احساس افتخار دارند. برای همین هم هست که تاثیر «ولاسکو» و «کی روش» بر ادبیات اجتماعمان را بیش از تاثیر روحانی و حتی ظریف می دانم.

این ها را با خوشحالی تمام می نویسم و به استقبال مسابقه ایران- آرژانتین می روم و دوست دارم تنها کسی در جهان باشم که پیروزی  فردای تیم ملی کشورمان را پیش بینی می کند. فکر می کنم بازی فردا را یک هیچ می بریم، روی گل رضا قوچان نژاد یا دژاگه، از روی نقطه پنالتی. چرایش را نمی دانم، شاید چون ادبیات پیروزی را دوست دارم. و اگر هم این نشد، چه تفاوت می کند؟ ما راه خوب بودن را پیدا کرده ایم.

بازی ایران-نیجریه و حواشی آن

+ تاريخ شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 1:43 نويسنده مصطفي توفيقي |

**ظهور نزدیک است؟**

هی شما مرغ های عیش و عزا، سوگوارانِ شادِ عیدزده!

بیدهای همیشه لرزان و سروهای بلندِ بیدزده!

من شنیدم که جمعه می آیند، من شنیدم ظهور نزدیک است

باز این جمعه خوابتان نبرد، منتظرمانده ها، بعیدزده

نگرانم که بی خبر برسند، با چه رویی نگاهشان بکنم؟

سیصد و سیزده شهیدِ رشید توی این دوره ی شهیدزده؟

شیخ اشراق را بگو برود، جای او نیست بین این مردم

سفسطه بازهای مشّایی، حسنک های بوسعیدزده

هِی شما دوستان هم بندم! نکند بشکنید قفلِ قفس!

چشم بر قفلِ در نگه دارید، یک نفر حرفی از کلید زده

وای اگر صاحب الزّمان برسد روز جمعه به این حوالی، وای!

چه کند وارث حسین علی با شما مردمِ یزیدزده؟

 

+ تاريخ جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 10:25 نويسنده مصطفي توفيقي |

قرار بود امروز و فردا را در محضر کلی کلارک بزرگ، درس بگیریم و افسوس؛ بعد از چند ماه مطالعه جدی و فشرده در فلسفه دین که تختخوابم را هم کلاس درس کرده است، شوقی بزرگ، من را برای شنیدن از ایشان سرشار می کرد. افسوس که تحجر، واپسگرایی و ظلم مداوم به اندیشه، یک بار دیگر فلسفه و فلسفیدن را از این دیار بیرون کرد و شاید هم «شمع را باید از این خانه به در بردن و کُشتن»...

دیشب خواب بدی دیدم، نه به بدی خواب هایی که سال هاست برای ما دیده اند.

پروفسور کلارک نازنین، شرمنده که مهمان نوازی را یاد نگرفته اند و ما هم خرده شجاعتی اگر داشته ایم، پای اعتقادات آتش گرفته مان ریخته ایم؛ ممنون که به خاطر عقلانیت و آرزوهای انسانی مان آمدی و شرمنده. این رنج ها تمامی ندارد که.

http://www.redeemingreason.org/images/clarkkj.jpg

+ تاريخ جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 22:35 نويسنده مصطفي توفيقي |

جایزه جهانی شعر فدوی طوقان در حالی اسامی ۵۰ کاندیدای نهایی دومین دوره این مسابقه ادبی را اعلام کرده که نام یک ایرانی نیز در بین اسامی شاعرانی از ۱۹ کشور جهان به چشم می خورد.
مصطفی توفیقی، شاعر ۲۵ ساله ایرانی است که با مجموعه شعر «باغ های معلق زیتون» به زبان عربی، موفق به راهیابی به مرحله نهایی داوری این جایزه شده است. این شاعر پیش از این نیز جوایز متعددی از جشنواره های داخل و خارج کشور به دست آورده بود.
قرار است طی مراسمی در ماه جولای امسال که به طور زنده از شبکه تلویزیونی البیاره نمایش داده می شود، از برگزیده سال ۲۰۱۳ این جایزه ادبی با حضور کاندیداهای برگزیده کشورهای مختلف و از جمله این شاعر ایرانی تقدیر شود.
جایزه جهانی فدوی طوقان، یکی از مجموعه جوایز فرهنگی فلسطین است که به طور سالانه توسط برخی نهادهای فرهنگی بین المللی برگزار می گردد و مقر آن در امارات متحده عربی و اردن است.

منبع: bekran.com

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 19:14 نويسنده مصطفي توفيقي |

Shargon  Page 26
منبع:  shahrgon.net

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 19:7 نويسنده مصطفي توفيقي |

...در میانه‌ی کتاب به اثری «متفاوت» می‌رسم؛ شعری است اجتماعی و انتقادی، از «مصطفی توفیقی»، که عنوانش عنوانِ کتابی است از زنده‌یاد «جلال آل‌احمد»؛ «از رنجی که می‌بریم». می‌خوانم: «یک عدّه از «تو»، «عکس تو» را قاب کرده‌اند، بالای تخته‌های سیاه کلاس‌ها/ یک عدّه عکس‌های تو را جمع می‌کنند، محضِ تبرّک از همه‌ی اسکناس‌ها/ تا چشم اجتماع نبیند چه می‌کنند، یک عدّه پشتِ نامِ تو سنگر گرفته‌اند/ از عکس تو، نقاب به صورت گرفته‌اند، در حینِ مرتکب شدنِ اختلاس‌ها/ آن‌ها که در حضور تو تزویر کرده‌اند، در جامه‌های مندرسی از دروغ‌ها/ آن‌ها که در غیابِ تو تغییر می‌کنند، در شکل‌های مختلفی از لباس‌ها/ بسیار دیده‌ایم از این دست چیزها، در روزگارِ بی‌تو شدن، رنج می‌بریم/ در روزگارِ بی‌تو شدن، زخم می‌خوریم، از دستِ نانجیبِ خداناشناس‌ها/ از دست نانجیبِ کسانی که «عشق» را، در مسلخِ تباهی خود، زخم می‌زنند/ از دست این قبیله که در خواب مانده‌اند، از دست نانجیبِ همین «عام» و «خاص»ها/ بعد از تو هیچ هیچ نمانده است غیر هیچ، امّا هنوز بیعت‌مان با تو مانده است/ این «جبهه‌ی شکست‌نخورده» هنوز هست: بچّه‌بسیجیانِ تو، ما، آس‌و‌پاس‌ها/ در کوچه‌های بی‌کسیِ محض، یادِ تو، تنها اُمیدِ دل‌خوشیِ پابرهنه‌هاست/ ما هم‌چنان به یادِ تو آرام می‌شویم، در روزگار همهمه‌ی بی‌حواس‌ها».
ورق نمی‌زنم. لختی روی این شعر درنگ می‌کنم. چه نکته‌ای در آن است که «متفاوت» می‌خوانمش؟ متفاوت با دیگر آثاری که در این کتاب دیده‌ام و حتی پیش از این شنیده‌ام... مطمئنم که تنها به‌خاطر استفاده‌ی شاعر از کلماتی خلاف‌آمدِ عادت -به‌ویژه در شعرهایی با موضوعاتی از این دست- نیست؛ واژه‌هایی مثل «اسکناس» و «اختلاس»؛ نه! تفاوت در جای دیگری است. تفاوت در «نگاه» است، در «زاویه‌ی دید» است؛ این‌که شاعر، دوربین شاعرانگی‌اش را کجا کاشته و از چه منظری به منظره‌ی پیشِ رو نگاه می‌کند. یادم می‌آید که یکی از صاحب‌نظران، در آسیب‌شناسیِ «شعر آیینی امروز» می‌گفت: بعضی از شاعران، فقط «تجلیل» می‌کنند؛ اما برخی از شاعران، «تحلیل» می‌کنند و این، گم‌شده‌ی بسیاری از شعرهای آیینیِ روزگار ماست.
در این شعر هم، شاعر «تحلیل» کرده؛ هرچند گاهی سطحی و احساسی، هرچند گاهی شعاری؛ اما هرچه هست، دست‌کم کوشیده از تجلیلِ صرف، فرابرود و یک وضعیت را تحلیل کند؛ تحلیلی که البته، تجلیل هم در آن پنهان است...

منبع: kerna.ir

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 23:58 نويسنده مصطفي توفيقي

**از رنجی که می بریم**

یک عدّه از «تو»، «عکس تو» را قاب کرده اند بالای تخته‌های سیاه کلاس‌ها

یک عدّه عکس های تو را جمع می کنند محضِ تبرّک از همه‌ی اسکناس‌ها

تا چشم اجتماع نبیند چه می‌کنند، یک عدّه پشتِ نامِ تو سنگر گرفته‌اند

از عکس تو، نقاب به صورت گرفته‌اند در حینِ مرتکب شدنِ اختلاس‌ها

آن‌ها که در حضور تو تزویر کرده‌اند در جامه های مندرسِ از دروغ‌ها

آن‌ها که در غیابِ تو تغییر می‌کنند در شکل‌های مختلفی از لباس‌ها

بسیار دیده ایم از این دست چیزها؛ در روزگارِ بی‌تو‌شدن، رنج می‌بریم

در روزگارِ بی‌تو شدن، زخم می‌خوریم از دستِ نانجیبِ خداناشناس‌ها

از دست نانجیبِ کسانی که «عشق» را در مسلخِ تباهی خود، زخم می‌زنند

از دست این قبیله که در خواب مانده‌اند، از دست نانجیبِ همین «عام» و «خاص»‌ها

بسیار دیده‌ایم از این دست چیزها: قرآنِ رویِ نیزه و تنهایی علی

بعد از تو، نه ابوذر و سلمان... که پرچمت افتاده دست شیطنتِ عمر‌و‌عاص‌ها

بعد از تو هیچ هیچ نمانده است غیر هیچ، امّا هنوز بیعتمان با تو مانده است

این «جبهه‌ی شکست‌نخورده» هنوز هست: ما پابرهنه‌های تو، ما، آس و پاس‌ها

ما مانده‌ایم و کشورِ بی‌تو که هر طرف، عکسِ تو را بزرگ به دیوار می‌زنند

مقیاسِ ریش‌ها و عباها و جیب‌ها: معیارِ فضل‌ها و دلیلِ قیاس‌ها

در کوچه‌های بی‌کسیِ محض، یادِ تو، تنها اُمیدِ دلخوشیِ پابرهنه‌هاست

ما همچنان به یادِ تو آرام می شویم در روزگار همهمه‌ی بی‌حواس‌ها

http://imam-khomeini-isf.ir/files/Media//hamaysh16.jpg

منبع: jamaran.ir

+ تاريخ دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 23:22 نويسنده مصطفي توفيقي

در آخرین روزهای سال 92، ماجرای گروگان‌گیری یکی از همین گروه‌ها، بسیاری از اذهان آزادیخواهان را متشنج کرد. در میان شاعران، متفکران، دانشجویان و گروه‌ها و تشکل‌های مدنی جنب‌وجوشی پدید آمد مبنی بر طومارنویسی و جمع‌کردن امضا و ... که اگرچه در نگاه اول، کاری زیبا و درخورِ تحسین می‌نَماید، اما بی‌فایده بودن آن خیلی بارزتر و مشهودتر است. در همین ارتباط، دوست خوبم « مصطفی توفیقی » در قالب کمپینی، چنین دغدغه‌ای را دنبال می‌کرد و از من هم خواسته بود به این جمعیت بپیوندم و جزء امضاکنندگان یادداشت‌شان مبنی بر آزادسازی مرزبانان ایرانی باشم. اما هرچه فکر کردم، دیدم آیا گروه « جیش‌العدل » با دیدن امضای من و دوستان دلسوز من، از تعصبات کانالیزه شده‌ی خود عقب‌نشینی می‌کند؟ وقتی چنین مناسباتی هنوز هم به شیوه‌ی قرن‌ها قبل، باید به دست ریش‌سفیدان و معتمدان محلی و قومی حل شود، و حتی دست دولت هم از گشودنِ این‌گونه گِره‌ها کوتاه است، آیا به راستی امضای چند نفر انسان پاکدل و صلح‌طلب، می‌تواند حتی مرهمی باشد بر دلِ خانواده‌های منتظر این سربازان وطن؟

  با این حال، به این دوست بزرگوار و جمعیتی که چنین حرکتی را رقم زده بودند، خسته نباشید می‌گویم و امیددارم عذرم را بپذیرند که نتوانسته و نخواستم با آن‌ها همراه شوم. شاید یک دلیل دیگرش هم این باشد که هیچ‌گاه نخواسته‌ام زیر هیچ‌گونه بیرقی، سینه بزنم، حتی زیر پرچم‌های روشنفکری و آزادیخواهی، دیگران که بمانند...

*جواد کلیدری 23 فروردین 93*

www.kelidary.blogfa.com

+ تاريخ پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 19:58 نويسنده مصطفي توفيقي |

http://shajar.aqr.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?&ID=c0e65b87-b144-48a1-908e-751c6ca1204f

عکس از: پایگاه اطلاع رسانی جوان

+ تاريخ دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 23:23 نويسنده مصطفي توفيقي

http://chtn.ir/Portals/0/Gallery/_MG_1230.jpg

عکس از: CHTN

+ تاريخ سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 18:49 نويسنده مصطفي توفيقي |